وبلاگ دکتر رشاد (آینه)

ارائه خدمات مشاوره ای و درمانی در زمینه های هیپنوتیزم و طب سوزنی (اعتیاد ، مشکلات روانی و ......)

آمفتامين ها ـ اثرات و علائم

آمفتامين ها ـ اثرات و علائم

اثرات و علائم مصرف آمفتامين ها

مقدمه: مصرف آمفتامين ها در فرد مصرف کننده انفجاری از انرژی ايجاد کرده، سبب افزايش تحرک و فعاليت  فرد و کاهش اشتهايش ميشوند و درکل احساس خوشايندی همچون نشئگی ايجاد ميکنند. بنابراين، شخص وقتی دارو مصرف ميکند؛ نميخورد، استراحت نميکند و نميخوابد، چون نه اشتهای غذا خوردن دارد، نه احساس خستگی و نه نياز به خواب. در مقابل؛ تحرک دارد و پرحرف است. برخی هم احساس سرخوشی و باصطلاح نشئگی پيدا ميکنند، احساس خوب بودن و اعتماد بنفس بالا. علائم مصرف در ادامه سبب بروز هيجان و آشفتگی روحی شديدی ميگردند که ميتواند منحر به بروز رفتارهای خشونت آميز گردد. بدبين شدن نسبت به ديگران؛ حتی دوستان و اقوام بسيار نزديک و صميمی و گاه پرخاشگری و روحيه تهاجمی از ديگر علائم شايع ميباشند. تجربه فيزيولوژيک ناشی از مصرف آمفتامين ها با کوکائين مشابه است ولی علائم ايجاد شده توسط کوکائين کمتر از يکساعت دوام دارند درحاليکه علائم مصرف آمفتامينها طولانی مدت است. انرژی و قدرتی که شخص ميابد رايگان نبوده و هزينه ای دارد بس گزاف چراکه در عرض مدت کوتاهی در فرد تحمل ايجاد ميشود و متعاقبا به دارو وابسته ميشود. معتاد به آمفتامين همچون ديگر انواع اعتياد بايد دارو مصرف کند فقط برای آنکه بتواند بحالت معمول برسد. و اين همراه است با آسيب های جسمی و روحی. 

برای فهم بهتر، اثرات آمفتامين را به سه بخش تقسيم کرده ام؛ مرحله فلاش يا اوج زودگذر، اثرات کوتاه مدت و اثرات درازمدت. فلاش يا اوج، ۵ ثانيه تا ۲۰ دقيقه پس از مصرف (برحسب روش مصرف) شروع ميشود و چند دقيقه بيشتر دوام ندارد. منظور از اثرات کوتاه مدت همانگونه که از نامشان برميايد علائم نسبتا زودگذری هستند که همزمان يا پس از فلاش( يا اوج) شروع شده و چند ساعت دوام دارند. اين علائم در حقيقت تاثير مستقيم دارو ميباشند ولی اثرات درازمدت علائمی هستند که پايدارتر بوده٬ هرچند بعضا با يک بار مصرف دارو با دوز بالا هم ايجاد ميشوند، ولی غالبا اثرات دارو را در گذر زمان نشان ميدهند و بعضا نمايانگر تاثير غيرمستقيم دارو بر جسم و روان شخص ميباشند. باتوجه به ماهيت اثرات درازمدت، اين علائم را تحت عنوان عوارض مصرف آمفتامين ها مورد بحث قرار داده ام. 

شروع اثرات:  آمفتامين ها را به چهار طريق يعنی خوراکی، استنشاقی، تزريقی و تدخين مصرف ميکنند. شروع اثر دارو در روشهای مختلف مصرف متفاوت است از چند ثانيه در صورت تزريق تا ۲۰ دقيقه در شکل خوراکی ميتواند باشد. در مصرف تزريقی و تدخين اثرات دارو ظرف چند ثانيه (۵ تا ۱۰) شروع ميشوند که با احساس لذت بسيار شديد و انفجاری بنام فلاش همراه هستند و اين حالت اوليه چند دقيقه بيشتر طول نمی کشد. در مصرف خوراکی و استنشاقی هم احساس لذت زيادی در آغاز اثر دارو به شخص دست ميدهد که اوج خوانده ميشود ولی شدت اوج باندازه فلاش نميباشد. درمقابل، مدت دوام علائم در مصرف خوراکی و استنشاقی بيشتر از روش تزريقی و تدخينی است. شروع اثرات دارو در صورت استنشاق حدودا ۳ تا ۵ دقيقه طول ميکشد و در صورت مصرف خوراکی ۱۵ تا ۲۰ دقيقه زمان ميبرد. 

فلاش يا اوج: حالتيست رويايی که قابل وصف نميباشد و هر شخصی آن را جور خاصی توصيف ميکند. برخی ميگويند احساس پرواز داری، برخی ميگويند انگار در اين دنيا نيستی، برخی آن را به سقوط آزاد تشبيه ميکنند. هرچه هست، بيش از چند دقيقه بطول نميانجامد ولی درحقيقت همين چند دقيقه مثل طعمه عمل ميکند و اشخاص را به آمفتامين ها متمايل ميکند و معتاد. ولی پس از مدتی اين حالت رفته رفته کمرنگ تر و کمرنگ تر ميشود و به شرايطی ميرسد که ديگر خبری از آن پرواز يافت نميشود.  

اثرات کوتاه مدت آمفتامين ها:

  • افزايش هوشياری

  • افزايش فشار خون

  • افزايش نسبت فشارخون دياستوليک به سيستوليک 

  • افزايش و يا نامنظم شدن ضربان قلب

  • طپش قلب

  • افزايش تنفس

  • تهوع

  • اسهال يا يبوست

  • سردرد

  • تغيير رفتار جنسی 

  • حرکات غيرقابل کنترل همچون لرزش پرش ناگهانی اندامها ۳

  • بی توجهی به محدوديتهای اجتماعی

  • احساس غيرواقع بينانه در مورد باهوش بودن و توانائی انجام امور

  • افزايش دمای بدن (تب)، گرگرفتگی و تعريق۱

  • حالت بيحسی و اغتشاش شعور۲

  • نارسائی قلبی عروقی

  • بيان نارسا 

  • بدبينی و عداوت نسبت به ديگران

  • پرحرفی يا افزايش تحرک

  • بالا رفتن حس خوب بودن

  • خستگی ناپذير شدن (و در نتيجه چرت زدن) 

  • بيخوابی 

  • خشکی و خارش پوست 

  • سرخوشی يا نشئگی 

  • خشکی دهان

  • کاهش اشتها 

  • گشادی مردمکها 

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 18:14  توسط دکتر رشاد  | 

آمفتامين ها ـ داروشناسی

آمفتامين ها ـ داروشناسی

داروشناسی آمفتامين ها 

آمفتامين ها درواقع نوعی دارو ميباشند و اين مسئله که انسانهايی از آن بطور غيرمعقول استفاده ميکنند يا مورد سو مصرف قرار ميدهند نميتواند دليلی بر نفی اثرات مثبت و شفابخش اين ترکيبات داروئی تلقی گردد. اين داروها جزو گروهی از داروها هستند که محرک سيستم اعصاب مرکزی خوانده ميشوند و در درمان اختلالات تمرکز فکر بخصوص بيماری نقصان تمرکز بهمراه بيش فعالی يا اِ دی اچ دی۱ بسيار موثر ميباشند و موجب افزايش تمرکز و کاهش بيقراری ميشوند. همچنين آمفتامين۲ و دکستروآمفتامين۳ و حتی متآمفتامين۴ جهت درمان نارکولپسی۵ تجويز ميشوند. اما همچون ديگر داروها بايد قبل از مصرف آمفتامين ها با پزشک مشورت شود و نسبت به خطرات و عوارض دارو و اثرات مفيد آن در درمان بيماری تصميم گيری گردد. مسائل مهمی که در استفاده از همه انواع داروها مورد توجه قرار ميگيرند همچون تداخل داروئی، موارد ممنوع بودن مصرف دارو و ديگر موضوعات در مورد آمفتامين ها هم مطرح ميباشند که در اينجا به چند مورد مهم اشاره شده است.  

گروه داروئی: محرک سيستم اعصاب مرکزی، مهار کننده اشتها، تقليد کننده سمپاتيک

 Central Nervous System (CNS) Stimulants, Sympathomimetic, Appetite Suppressant

فرمول شيميائی:      C9H13N

مکانيسم اثر: آمفتامين ها غلظت نورو ترانسميترهای منوآمين۶ که شامل اپی نفرين، نوراپی نفرين٬ سروتونين و دوپامين۷ ميشوند را در مغز افزايش ميدهند. اين عمل از دو طريق انجام ميشود. نخست آنکه موجب افزايش ترشح نوروترنسميترهای مذکور در سيناپس سلولهای عصبی ميشوند و دوم آنکه آنزيم منوآمين اکسيداز۸ را مهار ميکنند اين آنزيم مسئول تخريب نوروترنسميترهای ترشح شده بوده و مهار آن موجب بقای اين مواد ميگردد. نتيجه آنکه غلظت اين نوروترنسميترها در مغز بالا ميرود. 

 نقش دوپامين: مهمترين نوروترنسميتری که در ايجاد اثرات آمفتامين ها نقش ايفا ميکند دوپامين ميباشد. دوپامين علاوه بر اين در پيدايش برخی از عوارض مهم ناشی از مصرف آمفتامين ها همچون رفتار ناهمگون و سايکوز نقش اصلی را بازی ميکند. دوپامين در مغز نقش مهمی در تنظيم خوشی و لذت انسان بازی ميکند. دوپامين در سلولهای عصبی مغز در ناحيه ونترال تگمنتال۹ مغز ساخته شده و در هسته آکومبنس۱۰ و کورتکس فرونتال۱۱ ترشح ميشود. آمفتامين ها غلظت دوپامين را در مناطق ياد شده بشدت افزايش ميدهند.

ترکيبات داروئی:

آمفتامين _ دکسترو آمفتامين _ متآمفتامين

اشکال داروئی: (خوراکی)

                           ۱ـ  آمفتامين بصورت قرص

                           ۲ـ  آمفتامين و دکستروآمفتامين بصورت قرص و کپسول آهسته رهش طولانی اثر12

                           ۳ـ  دکستروآمفتامين  بصورت قرص و کپسول آهسته رهش طولانی اثر

                           ۴ـ  متآمفتامين بصورت قرص معمولی و قرص آهسته رهش طولانی اثر

 مارکهای تجاری  آمفتامين معمولا بصورت نمک سولفاته دی- ايزومر با نام دکسدرين٬ يا بصورت مخلوط راسميک با نام بنزدرين و يا بصورت مخلوطی از اين دو ترکيب و با نام آدرال عرضه ميشود. دکسدرين بصورت کپسولهای دورنگ نارنجی و سياه و با مقادير ۵ و  ۱۰ و ۱۵ ميليگرمی و يا بصورت قرصهای ۵ ميليگرمی عرضه ميشود. آدرال بصورت قرصهای آبی يا نارنجی رنگ  ۵ و ۷.۵ و ۱۰ و ۱۲.۵ و ۲۰ ميليگرمی در بازار يافت ميشود.

Adderall    Adderall XR ، Desoxyn ، Desoxyn Gradumet  DextroStat ،  Dexedrine  ، DexedrineSpansule

تداخل داروئی مصرف آمفتامين ها همزمان با برخی داروها ميتواند عوارضی بدنبال داشته باشد که بعضا خطرناک ميباشند. در اين قسمت داروهايی که با آمفتامين ها تداخل دارند و بايد در صورت مصرف همزمان احتياط شود آورده شده اند و جهت سهولت مطالعه اين داروها را به ۹ دسته تقسيم کرده ايم

۱   مصرف همزمان اين داروها ميتواند اثر تحريکی بر سيستم اعصاب مرکزی را شديدتر کرده باعث بيقراری، تحريک پذيری، بيخوابی و تشنج گردد

Amantadine ،  Caffeine ، Chlophedianol ، Methylphenidate ، Nabilone ، Pemoline

۲/    مصرف همزمان اين داروها علاوه بر عوارض مورد اشاره در سری اول داروها در فوق ميتواند موجب بروز عوارض قلبی و عروقی گردد.

           ۱ـ داروهای کاهش دهنده اشتها

             ۲ـ داروهای درمان آسم و ديگر بيماريهای تنفسی

             ۳ـ داروهای درمان سرماخوردگی، بيماريهای سينوس، تب يونجه13و ديگر آلرژی ها

۳/   مصرف اين ترکيبات همزمان با آمفتامين ها ميتواند موجب بروز فشار خون بالا و اختلالات قلبی گردد.

داروهای مهار کننده گيرنده های بتا آدرنرژيک14( مثل تيمولول، اتنولول، پروپرانولول و متوپرولول) 

acebutolol ، betaxolol ، carteolol ، labetalol ٬ Lopressor ، nadolol ٬ oxprenolol ، penbutolol ، pindolol ، sotalol

۴/   کوکائين؛ مصرف همزمان ميتواند منجربه بالا رفتن شديد فشار خون و ديگر عوارض ناخواسته ای چون تحريک پذيری، بيخوابی و تشنج گردد.

۵/   داروهای مهارکننده آنزيم منو آمين اکسيداز  شامل

isocarboxazid ، phenelzine ، procarbazine ، selegiline ، tranylcypromine

مصرف همزمان يا حتی به فاصله ۲ هفته از مصرف اين ترکيبات ميتواند عوارض شديدی بدنبال داشته باشد مثل بالا رفتن شديد دمای بدن و يا فشار خون

۶/   گليکوزيدهای ديژيتال (داروی قلبی)؛ ميتواند نامنظمی در ضربان قلب ايجاد کند

۷/   مپريدين؛ مصرف همزمان ميتواند موجب تب بالا، تشنج و کما گردد.

۸/   هورمونهای تيروئيد؛ مصرف همزمان ميتواند شدت عوارض ناشی از هر يک از اين داروها را افزايش دهد و يا موجب بروز عوارض ديگری بخصوص در افراد مبتلا به بيماريهای قلبی عروقی گردد.

۹/   داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای15 ؛ مثل آمی تریپتيلين، ايمی پرامين، نورتریپتيلين و

amoxapine ، clomipramine ، desipramine ، doxepin ، protriptyline ،  trimipramine

مصرف همزمان ميتواند فشارخون، ضربان قلب و دمای بدن را يالا ببرد و نيز بی نظمی در ضربان قلب بوجود آورد.

مصرف آمفتامين ها در حضور برخی بيماريها و اختلالات   مصرف آمفتامين ها ميتواند در حضور برخی از بيماريها مزگ آور باشد و ممنوع اعلام شده است در برخی موارد هم بايد احتياط رعايت شود. بيماريها و اختلالات زير جزو مواردی هستند که مصرف آمفتامين ها ممنوع ميباشد

اختلالات  اضطرابی و تنش های عصبی16 ، گلوکوما 17 ، بيماريهای قلبی و عروقی، فشار خون بالا (شديد يا متوسط)، وابستگی داروئی يا اعتياد ( وجود بيماری يا سابقه آن)، بيماری ذهنی(شديد) بخصوص در کودکان، پرکاری تيروئيد، ناهنجاريهای قلبی يا نقائص مادرزادی ( کاملا ممنوع بوده و مواردی از مرگ گزارش شده است)

در بيماری فشارخون بالا (با شدت متوسط) و سندرم تورت18 يا تيک های ديگر ( وجود بيماری يا سابقه آن) مصرف آمفتامين ها کاملا ممنوع نميباشد ولی بايد احتياط شود

مصرف آمفتامين ها در حاملگی:  درصورت مصرف در ماههای اوليه حاملگی، ميتواند موجب بروز نقائص مادرزادی گردد (مطابق مطالعات انجام گرفته بر حيوانات)،  درصورت مصرف بيش از اندازه و غيرپزشکی آمفتامين ها ميتواند سبب زايمان زودرس و نوزاد کم وزن گردد و بالاخره اينکه درصورت اعتياد مادر در ماههای آخر، ميتواند وابستگی در جنين  ايجاد کند و درنتيجه نوزاد دچار علائم قطع مصرف خواهد شد.

مصرف آمفتامين ها در دوران شيردهی: آمفتامين ها در شير مادرانيکه از اين داروها استفاده ميکنند يافت ميشوند. هرچند عوارض شديدی گزارش نشده است ولی بهتر است مصرف نشوند.

مصرف آمفتامين ها در کودکان: در درازمدت ميتواند سبب بروز اختلالات رفتاری و نيز اختلال رشد در کودک گردد.

موارد احتياطی در مصرف آمفتامين ها  برای آنکه عوارض دارو به حداقل برسد بايد به اين نکات توجه شود

۱/  ملاقات های منظم با پزشک در طول دوره مصرف 

۲/  اگر مصرف طولانی مدت و بمقادير زياد بوده است نبايد ناگهانی قطع شود

۳/  اگر بيمار از داروهای مهار کننده منوآمين اکسيداز استفاده کرده است تا ۱۴ روز پس از قطع مصرف اين داروها نبايد از آمفتامين ها استفاده شود.

۴/  کاهش هوشياری، احساس کاذب خوب بودن19و گيجی ميتوانند در نتيجه مصرف آمفتامين ها ايجاد شوند؛ بنابراين در زمان مصرف اين داروها در رانندگی و کارهای مشابه بايد احتياط شود.

۵/  آمفتامين ها ميتوانند حساسيت پوست را نسبت به نور خورشيد افزايش دهند و باعث بروز بثورات پوستی، قرمزی٬ خارش و حتی آفتاب سوختگی گردند اين عوارض ميتوانند درصورت تماس کم با نور آفتاب هم اتفاق افتند. ازينرو جهت پيشگيری از اين عوارض رعايت موارد زير الزامی ميباشند.

               *  اجتناب از قرار گرفتن در معرض تابش مستقيم نور خورشيد بخصوص در ساعات ۱۰ تا ۱۵

               *  پوشيدن لباسهای مناسب، کلاه و استفاده از عينک آفتابی

               *  استفاده از کرمهای ضدآفتاب با قدرت حداقل ۱۵

               *  استفاده از ماتيک ضدآفتاب با قدرت حداقل ۱۵

               *  Do not use a sunlamp or tanning bed or booth

۶/  آگاه ساختن پزشک خود را درصورت نياز به انجام  آزمايشات پزشکی نسبت به مصرف اين داروها آگاه کنيد

۷/  اگر بمدت طولانی و يا مقادير بالا از آمفتامين ها استفاده شده است  و احتمال دارد بيمار نسبت به اين دارو وابسته شده باشد نکات زير ميتوانند جهت تشخيص اين حالت کمک کنند

               *  وجود اشتياق شديد يا نياز به ادامه مصرف دارو  

               *  وجود نياز به افزايش مقدار مصرف دارو برای رسيدن به اثرات قبلی دارو

               *  پيدايش علائم خاصی همچون تهوع و استفراغ، افسردگی، درد يا کرامپ معده، لرزش يا رعشه و خستگی يا ضعف نامعمول درصورت قطع مصرف دارو

عوارض جانبی آمفتامين ها

عوارض جانبی که نيازمند توجه پزشکی ميباشند

 ۱ـ  شايعترين عوارض؛ اضطراب، گريستن، زوال شخصيت، خشکی دهان، ملالت و کسلی، سرخوشی، ضربان قلب يا نبض تند و غيرمنظم، تنفس تشديد شده، تحريک پذيری، افسردگی، عصبی شدن، بدبينی، واکنش سريع احساسی، تغييرات سريع خلقی، بيقراری، لرزش و رعشه، کوتاهی تنفس، اشکال در خوابيدن

 ۲ـ  عوارض کمتر شايع؛ لرز، علائمی مشابه سرماخوردگی، سرفه يا خشونت صدا، نفس کشيدن مشکل و دشوار، کمردرد يا درد پهلو، درد يا دشواری در ادرار کردن، سنگينی در قفسه سينه، خس خس سينه 

 ۳ـ  نادر؛ درد قفسه سينه، تب بطور غيرمعمول بالا، راش پوستی يا کهير، حرکات غيرقابل کنترل سر، گردن، بازوها و ساق ها

 ۴ـ  در مصارف طولانی مدت يا با دوز بالا؛ اشکال در نفس کشيدن، احساس ضعف، فشار خون بالا، تغييرات خلقی و ذهنی، ضربان قلب تشديد يافته، خستگی و ضعف غيرمعمول

عوارض جانبی که نيازمند توجه پزشکی نميباشند

علاوه بر عوارض فوق مصرف آمفتامين ها ميتوانند موجب بروز عوارضی شوند که چندان مهم نبوده، نيازی به توجه پزشکی ندارند و خودبخود با گذر زمان رفع يا قابل تحمل ميشوند. برخی از اين عوارض عبارتند از

احساس کاذب خوب بودن، بيقراری، اضطراب، عصبی شدن و تحريک پذيری، اختلال خواب، درد مثانه، ادرار خونی يا کدر، تيرگی بينائی، اختلال در فعاليت جنسی يا کاهش توانائی جنسی، يبوست، اسهال، کرامپ، خواب آلودگی، تهوع، استفراغ، کاهش وزن، اختلال دندانها، افزايش خونريزی قاعدگی، حساس شدن پوست و خارش و قرمزی پوست،

عوارض پس از قطع مصرف دارو   پس از اتمام دوره درمانی و قطع مصرف دارو مدتی طول ميکشد تا بدن شخص بحالت اول برگردد اين مدت به طول دوره درمانی و مقدار داروی مصرفی بستگی دارد. برخی از علائم اين دوران عبارتند از : افسردگی، تهوع و استفراغ، احساس خستگی و ضعف، کرامپ يا درد معده، لرزش

 


1 Attention-Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD)

2 Amphetamine

3 Dextroamphetamine

4 Methamphetamine

5 Narcolepsy

6 Monoamine Neurotransmitters

7 Serotonin, Epinephrine, Norepinephrine, Dopamine

8 Monoamine Oxidase (MAO) Inhibitor

9 Ventral Tegmental area 

10 Nucleus Accumbens 

11 Frontal Cortex

12  Extended-Release Capsules

13  Hay Fever

14  Beta-adrenergic Blocking Agents 

15  Tricyclic Antidepressants

16  Anxiety or Tension

17  Glaucoma

18  Tourette's Syndrome

19  Well-Being

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 0:22  توسط دکتر رشاد  | 

AMPHETAMINES ADDICTION

AMPHETAMINES ADDICTION

 

آمفتامين ها

    فهرست مطالب

چرا آمفتامين ها و شيشه  

 

مشخصات عمومی

GENARAL INFORMATION  

مقدمه

تاريخچه

آمار مصرف

پتانسيل سو مصرف

اسامی خيابانی

شکل ظاهری

نحوه مصرف

قيمت 

 

داروشناسی آمفتامين ها 

AMPHETAMINES PHARMACOLOGY  

طبقه بندی داروئی

اشکال داروئی

فرمول شيميائی

مکانيسم اثر

نقش دوپامين

مارکهای تجاری 

تداخل داروئی

مصرف آمفتامين ها در شرايط خاص

عوارض جانبی

عوارض پس از قطع مصرف دارو 

 اثرات و علائم

EFFECTS

مقدمه

شروع اثرات

فلاش يا اوج

اثرات کوتاه مدت

خطرات

DANGERS

عوارض گوارشی و تغذيه

عوارض قلبی عروقی

عوارض مغز و اعصاب

عوارض روانی

ديگر آسيب ها

علائم ناشی از قطع دارو

عوارض در جنين و نوزاد

مرگ در اثر آمفتامين ها

مصرف بيش از حد

شيشه

METHAMPHETAMINE

پيدايش و تاريخچه

منشا مت در آمريکا

نحوه ساخت

نامهای خيابانی

انواع متآمفتامين

نحوه مصرف

تحمل

استفاده پزشکی و تفريحی

اثرات مصرف

اثر بر مغز

عوارض مصرف

تويکينگ (Tweaking )

   تصاوير    

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 2:14  توسط دکتر رشاد  | 

علل پیدایش و تداوم اعتیاد

علل پیدایش و تداوم اعتیاد

 در این بخش ابتدا نظر شخصی خود را بیان میدارم، که حاصل نزدیک به ده سال کار در زمینه ترک اعتیاد و تحقیقی که بر روی ۲۵۰۰بیمار انجام داده ام میباشد، سپس اشاره ای میکنم به دلایلی که در کتب و مقالات علمی در این زمینه وجود دارند.

نکته ای که بايد مورد توجه عزيزان قرار داشته باشد، چند علتی بودن اعتیاد است. درواقع ۳ گروه از عوامل در پيدايش و ادامه اين بيماری نقش دارند که شامل عوامل روانشناختی، زیست شناختی و اجتماعی ميشوند. این موضوع از دو جنبه حائز اهمیت میباشد. نخست آنکه، هیچگاه نمیتوان یک دلیل واحد برای اعتیاد معرفی کرد و در قریب باتفاق موارد بیش از یک علت موجب بيماری گشته است. دوم آنکه، اگر در علل اعتیاد دقت کنید متوجه میشوید که این علل در کشورهای مختلف با هم تفاوت دارند. پرواضح است که مردمان هر کشوری ویژگیهای روانشناختی و بعضا حتی زیست شناختی خاص خود را دارند. ضمن آنکه، قوانین و آداب و سنن و بطور کلی ویژگیهای اجتماعی کشورها یکسان نمیباشند. اهمیت این موضوع از آن جهت است که همچون دیگر علوم، کتب و مقالات علمی معتبر موجود در این زمینه ایرانی نمیباشند؛ یعنی نویسندگان این کتب، بیمارانی که مورد بررسی قرار گرفته اند و بالاخره، جامعه مورد مطالعه، ایرانی نبوده اند. بنابراین نمیتوان و نبايد به مطالب این کتابها اعتماد کامل داشت، درعوض بايد بيشتر بکوشيم و بيماری اعتياد را در جامعه خود و بيماران ايرانی مورد مطالعه و بررسی قرار دهيم. متاسفانه، با آنکه اعتیاد شایعترین بیماری و معضل این مملکت، و هولناکترین درد این مردم است، آنچنان که باید و شايد مورد توجه مراکز و اشخاص دارای امکانات تحقیقاتی قرار نگرفته است و تکيه بر منابع خارجی بنابه دلايلی که گفتم میتواند گمراه کننده باشد. مثال کوچکی عرض میکنم و بعد به اصل مطلب میردازم: در آمریکا؛ شایعترین ماده مورد سو مصرف، ماری جوآنا ميباشد و دومین اعتیاد مربوط میشود به کوکائین. در حالیکه در کشور ما، کوکائین شاید رتبه آخر را داشته باشد و در مورد ماری جوآنا هم با آنکه در کشور ما انواع دیگر آن (حشیش و گراس و..)شایع میباشند ولی علل و شرایط مصرف حشیش در ایران بسیار متفاوت از آمریکا میباشد. ويژگيهای فرهنگی، مذهبی و روانی مردم ما و همچنين قوانين و شرايط اجتماعی ما با آمريکا بسيار متفاوت است بنابراين، کتاب و مقاله ای که اعتياد را در آمريکا بررسی کرده است نميتواند برای ما منبع معتبری باشد.

   هرچند در بخشهای دیگر این سایت هم عرض کرده ام ولی لازم میدانم اینجا هم بر این نکته تاکید کنم که هدف اصلی من از این سایت آگاهی دادن به همه هموطنان است، ازينرو سعی میکنم مطالب علمی را تا حد ممکن ساده و روان ارائه کنم.  در مورد علل اعتیاد آنچه که در زير آمده است و مورد باور من ميباشد حاصل ۹ سال تجربه من و نيز تحقيقی است که بر روی ۲۵۰۰ بيمار انجام داده ام. البته اين تحقيق کاملا بی عيب نبوده است و ازجمله نقائص آن که از کمبود امکانات ناشی شده است، محدود بودن آن ميباشد. باين معنی که از بين علل احتمالی اعتياد به ده مورد از علل شايع اکتفا شده است و علل نادر مورد بررسی من قرار نگرفته اند. ضمن آنکه در اين تحقيق به سخنان و اطلاعات ارائه شده از جانب بيماران اکتفا شده است. بهرروی تعدادی از شايعترين علل اعتياد در بيماران مورد مورد مطالعه من بشرح زير ميباشند:

۱ اجتماعی: فاصله یک جوان تهرانی با مواد مخدر ۱۰ دقیقه میباشد. یعنی یک جوان تهرانی از لحظه ای که تصمیم به مصرف دارو یا مواد میگیرد تا بدستش برسد بطور میانگین ۱۰ دقیقه طول میکشد. میگویند در کشور عزیز ما ایران ۱۰ میلیون معتاد تفننی و ۳ تا ۶ میلیون معتاد رسمی وجود دارند. میگویند دامنه اعتیاد از خوابگاههای دانشجوئی دخترانه هم گذشته و به مدارس راهنمائی و دخترانه کشیده شده است.  میگویند و میگویند و ما میشنویم. اما این آمار و ارقام و این اخبار تلخ چه مفهومی دارند؟ این آمار تلخ بیانگر حقیقتی تلختر میباشند؛ مردم ایران در جامعه ای زندگی میکنند که ایشان را به اعتیاد ترغیب میکند. درواقع تسهیلات و امکانات مهمی ( شامل مواد اعتیاد آور و مصرف کنندگانی که از چند طریق میتوانند موجب اعتیاد اشخاص سالم و ادامه اعتیاد بیماران گردند) جهت  شروع اعتیاد و ادامه آن در کشور ما فراهم است! درصد بسیار بالائی از بیماران در تحقیق من(رقم دقيق بعدا درج خواهد شد) به عامل دوست معتاد، محيط آلوده و فراوانی مواد در جامعه، بعنوان علت شروع و ادامه اعتیاد و نيز اعتياد مجدد اشاره کرده اند. تعداد بالای معتاد و مقدار زیاد مواد مخدر در جامعه ما، عامل و معلول گسترش اعتیاد میباشد. از زبان بیماران عرض میکنم که میگویند وقتی شما هر جا میروید بساط مصرف مواد پهن است؛ از جشن عروسی گرفته تا پارتی ها و مراسم های مختلف، از کارگاههای کوچک تولیدی کفش و پوشاک تا کارخانه های صنعتی کوچک، شما یک جا از قبول پیشنهاد دیگران امتناع میکنید، در جای دوم وسوسه خودتان را مهار میکنید، به جای سوم نمی روید و... اما بالاخره تسلیم میشوید.

۲ ناتوانی جنسی ( در آقایان): غالب مواد مخدر (و نه همه شان) در اوائل مصرف، تاثیر مثبتی بر این اختلال دارند و اين ويژگی موجب تمايل بسياری از مردان ايرانی به مصرف مواد مخدر،و بخصوص ترياک، گشته است. در کشورهای پیشرفته، کلینیک های تخصصی وجود دارند که  کادر پزشکی و پیراپزشکی شان در زمینه درمان اختلالات جنسی تخصص دارند. شما نمیتوانید حتی یک نفر را بیابید که بخاطر مشکل جنسی معتاد شده باشد. در ایران ما٬ بیماران مبتلا به ناتوانی جنسی (که تعدادشان بسیار بالاتر از حد تصور است)، اصلا نمیدانند که به کجا مراجعه کنند. ضمن آنکه خصوصیات فرهنگی ما موجب شده تا بحث در این مورد را زشت و شرم آور بدانند. شاید باورش برای افراد غیر پزشک مشکل باشد ولی بسیاری از بيماران، حتی در حضور پزشک هم از بیان اختلالات جنسی خود خودداری میکنند. این افراد که از منطقی ترین راه درمان بیماری خود بواسطه شرم و حیا امتناع کرده اند، به احمقانه ترین روش متوسل میشوند که همان مصرف تریاک میباشد. بطور خلاصه؛ فرهنگ غلط، پایین بودن سطح آگاهی مردم، نبود کادر متخصص در این زمینه، موجب گرایش درصد بالائی از مردان ایرانی به مواد مخدر گشته است. خود اين علل هم عللی دارند که ميتوان به کم کاری نهادهای دولتی و غير دولتی اشاره کرد. دست اندرکاران بهداشتی جامعه، صداوسيما و نشريات ازآن جمله ميباشند.  

۳ بيماری: اين عامل در مورد اعتياد به ترياک صدق ميکند. براساس يک باور غلط و عادت ديرين، مردم ما در مواجهه با بيماريهای مختلف به ترياک پناه ميبرند. پس از اتمام دوره بيماری و رفع آن چيزی که باقی ميماند بيماری ديگريست بنام اعتياد. البته استفاده از ترياک بعنوان يک داروی موثر، اختصاص به ايرانيان ندارد و در ميان ملل ديگر هم در گذشته رايج بوده و ترياک از جانب پزشکان تجويز می شده است. با گذشت زمان و پيشرفت علم پزشکی، از طرفی ماهيت بسياری از بيماريها مورد شناسائی قرار گرفتند و از طرف ديگر داروهای بسياری کشف شدند. درنتيجه، رفته رفته استفاده بيمورد از ترياک منسوخ گشت. متاسفانه در کشور ما چنين نشده است و هنوز هم درصد قابل توجهی از مردم، در مواجهه با برخی بيماريها و اختلالات، بجای مراجعه به پزشک از ترياک استفاده ميکنند. سردرد، بيماريهای روماتيسمی، آرتروز مفاصل و اعمال جراحی (تسکين درد بعد از عمل) اختلالات روحی (همچون افسردگی) مشکلات پيری و سالخوردگی (که در حيطه طب سالمندان قرار دارد) از جمله اين بيماريها و اختلالات ميباشند.

۴ عدم توجه و کنترل والدين: دوره نوجوانی و بلوغ يکی از مراحل مهم و مخاطره آميز در رشد آدمی محسوب ميشود که اگر با نظارت صحيح والدين صورت پذيرد ميتواند سرنوشت خوشايندی برای شخص بهمراه داشته باشد معمولا در اين دوره اولين تماس با مواد مخدر ميتواند روی دهد قبل از آن و در دوران کودکی شرايط بگونه ايست که نه کودک تمايل چندانی به مصرف ماده ای ناشناخته دارد و نه ديگران چنين موقعيتی را فراهم ميکنند ولی غرور نوجوانی وقتی با محيط نامناسب آميخته ميشود، چنانچه مربی و کنترل کننده عاقل و دلسوزی وجود نداشته باشد، ميتواند نوجوان را به ورطه اعتياد و بدتر از آن بکشاند. برداشت من اين است که بين نوجوانان ما و والدين فاصله افتاده است. دلايل اين فاصله متعددند و باين بحث مربوط نميشوند. ولی ميتوان به رشد سريع تکنولوژی و دانش بشری از يک سو و پايين آمدن سطح درآمدها و فقر از سوی ديگر اشاره کرد( البته بعنوان يک عامل از عوامل متعدد) . نوجوانی که سطح سوادش بالاتر از والدينش ميباشد، نوجوانی که در اطراف خود و يا از طريق ماهواره و اينترنت، پيشرفت زندگی انسانها را ميبيند و درميابد که والدينش از برآورده کردن نيازهای معقول و نامعقول او عاجزند، با آن غرور کاذبی که دارد و البته طبيعی هم ميباشد اهميتی به نظر والدين خود قائل نميشود. پدری که قبل از طلوع آفتاب از خانه خارج ميشود و نيمه شب برميگردد کی نوجوانش را ميبيند که بتواند او را کنترل و راهنمائی کند. البته اينها نمونه هايی کوچک ميباشند و دلايل بسيارند.

۵ نقص قوانين: ۶ يا ۷ سال پيش بيماری داشتم که بجرم قاچاق چند کيلو ترياک دستگير شده بود و دوران محکوميت خود را سپری ميکرد. بگذريم از اينکه ايشان در زندان گرفتار اعتياد ميشوند. همين شخص در دوران مرخصی خود که جهت درمان پيش من آمده بود، مجددا ۱۴ کيلو ترياک قاچاق ميکند و دوباره دستگیر ميشود. حدود ۳ سال پيش، پسر اين آقا جهت درمان اعتياد خود به من مراجعه کردند و من از طريق ايشان مطلع شدم که پدرشان محکوم به اعدام شده بوده و خانواده ايشان با دوندگی های بسيار و گرفتن وکيل و هزينه های کلان، موفق به شکستن حکم اعدام و تبديل آن به حبس ابد شده اند. چند ماه پيش شخصی تلفنی با من تماس گرفته اظهار آشنائی کردند و اينکه برای ترک اعتياد خود ميخواهند به من مراجعه کنند. ابتدا نشناختم ولی بعد از معرفی متوجه شدم که بيمار همان آقای قاچاقچی ميباشند. ميدانيد چه شنيدم ؟ آری حکم حبس ابد ايشان هم پس از دوندگی های خانواده محترم و گرفتن وکيل و هزينه های کلان!! شکسته شده و ايشان در مرخصی چند ماهه!!! بسر ميبرند. همين حالا که من اين متن را می نويسم اين شهروند محترم در يکی از شهرهای کشورمان و در يک سفر کاری بسر ميبرند از سه ماه پيش!!!

من بهيچوجه با مجازات اعدام موافق نيستم ولی آيا با وجود قوانين فعلی در مورد اعتياد و قاچاق مواد مخدر و نحوه اجرای آنها ميتوان اميد داشت که از اعتياد و قاچاق کاسته شود؟ جالب آنکه خود مسئولين امر هم به اين نقائص اذعان دارند.

۶ نبود امکانات و شيوه های تفريحی: مواد مخدر موجب خوشحالی و سرخوشی ميشوند و برای دقايقی فرد را از عالم واقعيت دور ميکنند، يا تحمل آن را آسان ميسازد. نياز به تفريح و دور شدن از استرس های روزمره چيزی نيست که بتوان منکر آن شد. تصورش را بکنيد شخصی بويژه يک نوجوان يا جوان قصد رفع خستگی و تفريح دارد. اين شخص کجا ميتواند برود؟ آيا ما تنوع تفريحی داريم؟ آيا امکانات تفريحی ما کافی هستند؟

۷ حرام بودن مشروبات الکلی: درصدی از بيماران به اين مورد اشاره ميکنند که چون مشروب حرام است؛ برای تفريح، يا برای رهايی از افکار ناراحت کننده، و از بين بردن اضطرابات و استرس های روزمره و نيز موقع شرکت در جشن و عروسی نميتوانسته اند از مشروب استفاده کنند و از اينرو جذب مواد و دارو شده اند؛ البته باين اميد و تصور که صرفا بصورت تفريحی مصرف خواهند کرد و بهيچوجه باورشان نميشد که معتاد شوند. 

۸ فقر: فکر نميکنم اثبات فقر در جامعه ما نياز به آوردن دليل و مدرک باشد. بيکاری و نداشتن پول!! نه تنها موجب بروز اعتياد ميشود که درمان اعتياد را هم سخت ميکند.( منظور اين نيست که هرکسی فقير است معتاد ميشود و کسانی که از وضع مادی خوبی برخوردارند معتاد نميشوند، اين يک بحث آماری ميباشد) . نميتوانم رقمی ارائه کنم، ولی بجرات ميتوانم بگويم که بيش از سی يا حتی چهل درصد از مراجعين جهت ترک اعتياد صرفا بخاطر مشکلات مادی از درمان باز ميمانند (ظاهرا درمان را موکول ميکنند به آينده). اگر واقع بين باشيم و شعار ندهيم، بايد قبول کنيم که ترک اعتياد حتما هزينه ميخواهد. مراجعه به کمپ يا درمان با استفاده از داروهای ارزانقيمت و يا تحت نظر بهزيستی برای همه بيماران مقدور و عملی نيست. کاری به اين ندارم که کلينيک های خصوصی و بستری در آنها يا داروهای دست ساز و روشهايی چون سم زدائی فوق سريع و.. علمی هستند يا نه. آنچه مهم است حقيقت جامعه ماست. در حال حاضر چند ميليون بيمار داريم و فقط صد تا يا دويست تا مرکز بهزيستی ( کاری به اين هم ندارم که روش اين مراکز درست است يا نه) پس مراکز بهزيستی کافی نميباشند و ما به اين مراکز خصوصی نيازمنديم و اين مراکز ميتوانند درصدی از بيماران را درمان کنند ( هرقدر هم که کم باشد).

بيماری که قصد درمان دارد؛ غير از هزينه های مستقيم درمان٬ بايد متحمل هزينه های ديگری هم بشود از قبيل: استراحت در منزل يا مسافرت و تفريح. حاضر نشدن در سر کار علاوه بر افت درآمد، خطر از دست دادن شغل را هم بهمراه دارد. فکر ميکنيد چند درصد از بيماران قادر به تقبل اين هزينه ها و ريسک های مادی هستند؟ شايد کمتر از ده يا بيست درصد.

9 اختلالات روحی و پايين بودن اميد به آينده:آمار دقيقی موجود نيست ولی بررسی های پراکنده ای که مثلا بر روی دانش آموزان مناطق بيستگانه تهران صورت گرفته و يا در مورد دانشجويان برخی از دانشگاههای تهران، نشانگر اين واقعيت هستند که افسردگی و اختلالات مشابه در جامعه ايرانی بالاست. رابطه خلق پايين با گرايش به مواد مخدر کاملا واضح است. جوانی که حوصله ندارد، کسل است٬ خيل عظيم بيکاران را و بويژه تحصيلکرده های بيکار را ميبيند، اميد چندانی به آينده نخواهد داشت. کاملا طبيعی است که اين جوان نسبت به خوشيهای زودگذر و کاذب ناشی از مصرف مواد مخدر متمايل شود و بهمان نسبت هم در مقابل ترک اعتياد مقاومت نشان دهد.

۱۰ ژنتيک يا خانواده: در تحقيق من، در ۱۰درصد از بيماران يکی از والدين مبتلا به اعتياد بوده اند و در ۱ درصد موارد هردوی والدين. ضمن آنکه  ۲۴ درصد از بيماران دارای يک يا بيشتر فرد مبتلا در بين اقوام خود بوده اند. البته بجهت تاثير عوامل اکتسابی نميتوان اين موارد را به ژنتيک نسبت داد. هرچند ارتباط اعتياد و ژنتيک توسط محققين اثبات شده است. ولی تحقيقات در اين زمينه کامل نبوده و ما بايد منتظر آينده بمانيم تا محققان موفق به کشف جزئيات امر شوند.

مطمئنا علل پيدايش و ادامه اعتياد به موارد ذکر شده در فوق محدود نميشوند و دلايل ديگری هم وجود دارند که من از ذکر آنها صرف نظر نميکنم و آنچه در پی ميآيد دربرگيرنده ليست نسبتا کاملی از علل پيدايش اعتياد است.  

عوامل زمینه ساز اعتیاد به سه گروه تقسیم بندی میشوند:

۱/ عوامل اجتماعی: کمبود امکانات فرهنگی، ورزشی و تفریحی ، کمبود امکانات حمایتی خدماتی، درمانی و مشاوره ای ، توسعه صنعتی ، مهاجرت ، کمبود فرصت های شغلی ،محرومیت های اقتصادی و اجتماعی ، فرهنگ و آداب و سنن خاص ، نقص قوانین مرتبط با مواد مخدر ، بازار مواد مخدر و وفور آن

۲/ عوامل بین فردی:  خانواده ، مدرسه ، محل سکونت ، دوستان

۳/ عوامل فردی: ژنتیک و وراثت ، نوجوانی ، صفات شخصیتی ، اختلالات روانی ، نگرش مثبت به مواد ، موقعیت های مخاطره آمیز ، تاثیر مثبت مواد بر فرد 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 12:36  توسط دکتر رشاد  | 

كاربردهاي هيپنوتيزم در پزشکی

هيپنوتيزم ـ کاربردهای پزشکی

كاربردهاي هيپنوتيزم در پزشکی


بطور سنتی کاربردهای هیپنوتیزم را به دو گروه تقسيم می کنند: بالینی و غیربالینی، یا پزشکی و غیرپزشکی، یا پزشکی و نمایشی. البته غیر از اینها، اسامی دیگری هم در این زمینه مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنانکه از نام این دو گروه برمی آید؛ بخشی از کاربردهای هیپنوتیزم را که در قالب پزشکی میگنجند، بالینی و مابقی را غیربالینی مینامند. البته باید توجه داشت که منظور از کاربرد، پدیده های هیپنوتیزمی نميباشند، بلکه؛ استفاده ای هست که از پدیده های هیپنوتیزمی میشود. بعبارت دیگر؛ از یک پدیده هیپنوتیزمی، هم میتوان در پزشکی استفاده کرد، و هم در اجرای نمایشات سرگرمی و آموزشی. 

در بحث هیپنوتيزم، مطلب مهمی که غالبا ناديده گرفته ميشود همين موضوع استفاده از هیپنوتيزم ميباشد. بسياری را تصور بر اينست که با هیپنوتيزم کردن کسی موضوع تمام ميشود، درحاليکه اين مرحله، آغاز کار محسوب ميگردد. درواقع هیپنوتراپی يا درمان با استفاده از هیپنوتيزم؛ از دو مرحله تشکيل يافته است: القاء خلسه و درمان . اينکه فردی را هیپنوتيزم کنيم، فقط يک بخش از کار است و بخش دوم که بنظر من بسيار مهمتر و سخت تر و تخصصی تر ميباشد، و در مواردی ميتواند خطرناک هم بشود٬ شامل تکنيکهای درمانی ميباشد که بايد بدقت و ظرافت خاصی باجرا گذاشته شوند. اين بخش؛ جز در مواردی (که البته تعدادشان کم هم نيست) بايد بتوسط يک پزشک يا روانشناسی که در زمينه هیپنوتراپی مهارت دارد انجام گيرد. متاسفانه مردم ما آگاهی چندانی در اين زمينه ندارند و بهمين جهت تا می بينند شخصی ايشان را هیپنوتيزم کرد يا خودشان کسی را هیپنوتيزم ميکنند کار را خاتمه يافته تلقی ميکنند، درحاليکه تازه اول کار ميباشد.

در عصری که ما زندگی میکنیم سرعت پیشرفت علم ( در همه رشته ها) بسیار شگفت انگیز بوده و بشر امروزی با تکیه بر دانسته های پیشینیان و اختراعات و اکتشافات صورت پذیرفته، هر لحظه پرده از مجهولی برمیکشد. هیپنوتیزم هم از این قاعده بدور نبوده، روز بروز زوایای بیشتری از این علم روشن میگردند و بر دامنه کاربردهای آن افزوده میشود. بعنوان مثال در سال میلادی گذشته نزدیک به ۷۵۰۰ عنوان مقاله علمی در زمینه هیپنوتیزم در کل دنیا ارائه شده است که حدودا ۲۰ مقاله در هر روز میباشد (بعبارتی دیگر حدود یک مقاله در هر ساعت). قصدم از بیان این مطلب دو چیز است اول آنکه لیست کاربردهای هیپنوتیزم که در زیر آورده ام موقتی بوده با گذشت زمان موارد جدیدی به آن افزوده میشود. دوم آنکه سهم ایران از این ۷۵۰۰ مقاله علمی معتبر به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسد. شما خواننده گرامی، شما هموطن عزیز فکر میکنید در آن یک ساعتی که دیگران یک مقاله علمی تحویل مردم خود و جهان میدهند نخبگان و مغزهای باهوش ایرانی (که تعدادشان کم هم نيست)، چه میکنند؟ درنظر داشته باشیم که علم بشری محدود به هیپنوتیزم نبوده و هیپنوتیزم یکی از هزاران رشته علمی میباشد ضمن آنکه در مورد دیگر رشته های علمی هم وضع بهمین منوال میباشد. ظاهرا بدیهیست که جای این سخنان اینجا نیست ولی جای دیگری هم سراغ ندارم. واقعا تاسف بار است و تامل برانگیز..... این قافله را به کجا راهبری میکنند؟ ما ایرانیان را چه شده است؟ از آن تمدن چندهزار ساله چه بر جای مانده است؟ یعنی باید پذیرفت که این مملکت تهی از ذهن های خلاق است؟ یا آنقدر فقیر هستیم که از پس هزینه های تحقیقات علمی برنمیاییم؟ پس اینهمه دلارهای نفتی کجا میروند؟ واقعا ایراد کار از کجاست؟ امپریالیسم و آمریکای جهانخوار جلوی تحقیقات علمی ما را سد کرده اند؟ واقعا تا کی باید مصرف کننده علم دیگران باشیم؟ چرا در این مملکت از تولید علم خبری نیست؟ پس ما چه تولید میکنیم؟ چه عاملی مانع پیشرفت ماست؟ غافله سالار این قافله غافل کیست؟ اینهمه عقب ماندگی از کجاست؟

ضمن پوزش از خوانندگان محترم ادامه بحث را پی میگیریم: 

جهت پرهیز از سردرگمی و برای فهم آسانتر، همه کاربردهای هیپنوتیزم را بصورت یک لیست ارائه میکنم. هر نوع بیماری و یا درد و ناراحتی که بتوسط هیپنوتیزم قابل درمان باشد یا آنکه بتوان بوسیله هیپنوتیزم از شدت آن کاست و برای بیمار قابل تحمل نمود در لیست زیر گنجانده شده است. لازم به یادآوری است که کاربردهای هیپنوتیزم در پزشکی محدود به درمان بیماریها نبوده و شامل مواردی همچون بررسی های تشخیصی و یا امور دندانپزشکی هم میشوند. در این موارد از هیپنوتیزم جهت کمک به بیمار برای تحمل حالتهای ناگوار مربوطه استفاده میکنند.

لیست زیر از چندین کتاب مرجع هیپنوتراپی و مقالات منتشره از سال ۲۰۰۰ میلادی تاکنون استخراج گشته است.  البته درمورد مقالات منتشره فقط از تحقیقاتی استفاده شده است که موفقیت درمانی گزارش شده بالای ۵۰ درصد بوده است و در غیر این صورت درصد موفقیت ذکر شده است. پيش از آنکه ليست زير را مطالعه نماييد اين حقيقت مهم را بخاط داشته باشيد که هیپنوتراپی هم يکی از انواع روشهای درمانی ميباشد و همچون ديگر درمانهای پزشکی موفقيت آن در درمان بيماريها بستگی به شرايطی دارد. هیپنوتيزم معجزه نيست ولی ميتواند در برخی موارد همچون معجزه عمل کند. 

  1. درمان لكنت زبان
  2. درمان بي خوابی
  3. معالجه حالات اضطرابی
  4. درمان حالات هيجانی
  5. معالجه افسردگي
  6. درمان حالاتي كه فرد در شناخت هويت خود دچار مشكلاتي شده است
  7. درمان پرخوري و چاقی ( چاقی ناشی از پرخوری يا علل ديگر)
  8. فشار خون
  9. زايمان بدون درد و اضطراب
  10. درمان ضعف و فقدان اعتماد به نفس
  11. معالجه عدم قدرت در تمركز فكر و ضعف حافظه
  12. ايجاد انگيزه و اميد به آينده و ايجاد روحيه مثبت و شاد
  13. انواع آلرژیها و حساسيت  
  14. آسان و قابل تحمل کردن مشکلات دوران قاعدگی و نيز کاستن از شدت علائم
  15. مهار خونریزی تروماتیک یا حین جراحی (و اعمال دندانپزشکی)
  16. تسهیل رواندرمانی با امکان دسترسی سریع به خاطرات سرکوب شده آزار دهنده
  17. درمان انواع  مشكلات جنسی در آقايان و خانم ها ( ناتوانی جنسی، انزال زودرس، ديس پارونيا، سردی مزاج و....)
  18. درمان عادت جويدن ناخنها
  19. کاستن از عوارض کموتراپی
  20. کمک به درمان زگیل
  21. درمان وسواس و رفتارهايي كه فرد به صورت اجباري انجام مي دهد
  22. آسم و تنگی نفس
  23. کنترل دردهای مختلف حاد و مزمن
  24. درمان يا کنترل میگرن و انواع سردردها
  25. درمان کم خوری و لاغری ( لاغری ناشی از کم خوری يا علل ديگر)
  26. فیبرو میالژیا ( دردهای خاص عضلانی)
  27. بالا بردن قدرت سيستم ايمنی بدن
  28. تسریع در بهبودی سوختگی ها
  29. کاستن از خونریزیهای بیماران هموفیلی
  30. تثبیت بیماری دیابت و جلوگيری از نوسانات قند خون
  31. تسریع در جوش خوردن شکستگی استخوان
  32. ترك اعتياد به دخانيات، الكل و بسياري از مواد مخدر ( با ايجاد بی نيازی٬ تنفر و حساسيت)
  33. قابل تحمل کردن استرس و ناراحتی ناشی از اقدامات پزشکی (همچون آندوسکوپی، عکس رنگی، آنژيوگرافی و ....)
  34. تقویت تکامل پستان  

کاربردهای هيپنوتيزم در دندانپزشکی

استفاده از هیپنوتيزم در درمانهای دندانپزشکی بقدری وسيع و موثر بوده است که نه تنها در کتب معتبر هیپنوتراپی غالبا يک بخش مجزا به اين بحث اختصاص داده ميشود که کتابهای زيادی با عنوان کاربردهای هیپنوتيزم در دندانپزشکی موجود ميباشند. اين مسائل نشانگر ميزان اهميت و کارائی بالای هیپنوتيزم در دندانپزشکی ميباشد که مهمترين موارد آن بشرح زير ميباشند

 کاستن از شدت خونريزی، تسريع در تحمل پروتزهای متحرک، قابل تحمل کردن باز ماندن دهان برای مدت طولانی، کاستن از ترشح بزاق ( که هم تحمل شرايط را برای بيمار آسان ميسازد و هم اينکه محيط مناسبتری را جهت کار فراهم ميکند)، ايجاد بيحسی کامل يا نسبی بطور موضعی، کاستن از مشکلات جسمی و روحی بيمار در درمان ارتودنسی، درمان دندان قروچه، ايجاد آرامش و کم کردن استرس بيمار (که اين امر موجب آرامش دندانپزشک و افزودن بر تمرکز فکری او هم ميشود و کيفيت درمان را افزايش ميدهد)، دندانپزشکی کودکان و موارد ديگر

PTSD يا  Post Traumatic Stress Disorders

اين اختلال از جمله مواردی است که بويژه در کشور ما از اهميت فوق العاده ای برخوردار است ازينرو بطور جداگانه و در انتهای اين بخش آورده ام. در کشور ما بخاطر جنگ ۸ ساله تعداد بسيار زيادی از هموطنان به اين بيماری مبتلا ميباشند. هرچند آمار دقيقی دردست نيست ولی اخيرا از طريق يک منبع نسبتا موثق تعداد بيماران فقط در منطقه کرج و حومه ۴۰۰۰ نفر ذکر شد. اين اختلال در اثر حوادث ناگواری که در گذشته برای بيمار اتفاق افتاده اند، ايجاد ميشود و سير مزمنی دارد که درصورت عدم درمان تا پايان عمر بيمار را آزار ميدهد. جنگ يکی از انواع مهم حوادث ناگوار بحساب ميايد که متاسفانه تعداد زيادی از جانبازان را به اين بيماری مبتلا کرده است.

اين مطلب کامل نميباشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 1:51  توسط دکتر رشاد  | 

چرا آمفتامين ها و شيشه

آمفتامين ها ـ دليل اعتياد

چرا آمفتامين ها و شيشه

آمفتامين ها را از دو زاويه ميشود بررسی کرد يکی جنبه داروئی اين ترکيبات است ديگری جنبه سو مصرف يا اعتيادآور بودن اين ترکيبات داروئی. آمفتامين ها قبل از آنکه يک ماده اعتيادآور باشند نوعی دارو محسوب ميشوند و از اين نظر مثل تمام داروهای موجود قابل بحث و بررسی ميباشند و من هم بخشی را به اين بحث اختصاص داده ام. اما آنچه که اين داروها را برای ما و بجرات ميتوان ادعا کرد برای بشر امروزی مهم ميکند بيش از آنکه بعد داروئی آمفتامبن ها باشد معضل اعتيادآور بودن اين ترکيبات داروئی است. اين حقيقتی دردناک و شرم آور و غير قابل بخشش است که مافيای مواد مخدر در دنيا، همواره چند گام جلوتر از سردمداران حکومتها حرکت ميکند و در حاليکه روسا و مديران دول دنيا سرگرم جنگ و جدلهای بيهوده سياسی و مذهبی و اقتصادی هستند، سودجويان و تاجران مرگ در اتاق پهلوئی اين روسا در حال بحث و بررسی بهترين راهها و روشها جهت رونق بخشيدن بر تجارت خود ميباشند. چنين است که دولتها تا ميايند راههای مبارزه با يک نوع اعتياد را ياد بگيرند مافيای اعتياد ماده ديگری عرضه ميکند و بايد سالها بگذرد تا روسا بتوانند راهی برای مبارزه صحيح با اعتياد جديد بيابند و اين چرخه در حال تکرار بوده و هست. درواقع مافيای اعتياد دقيقا مثل يک شرکت تجاری موفق و يک کارخانه عمل ميکند دائما بازار مصرف را تحت نظر دارد بررسی ميکند تا نيازهای جديد بازار را بيابد و اشکالات و معايب کالای خود را رفع کند يا کالائی جديد منطبق بر شرايط بازار و نيازهای مصرف کنندگان توليد و عرضه کند. اين تجار موفق حتی ترکيب سنی جمعيت جهان در کشورهای مختلف را و سطح تحصيلات و آداب و رسوم و فرهنگ و سنن ملتها را می سنجند و در تنطيم فغاليتهای تجاری خود و نوع کالائی که عرضه ميکنند به اين نکات توجه کامل دارند. آيا دولتمردان جهان و کشور ما هم اين چنين کلاسيک و علمی عمل ميکنند؟ 

 يکی از محصولات چرخه فوق و نبوغ مافيای اعتياد آمفتامين ها ميباشند. اين ترکيبات در سال ۱۸۸۷ ساخته شدند ولی از سال ۱۹۳۰ رسما به بازار داروئی وارد شدند و از سال ۱۹۵۰زنگهای خطر در مورد اعتيادآور بودن اين مواد بصدا درآمدند و در طی دهها سال گذشته بعنوان يک ماده اعتيادآور مطرح بوده اند و کاملا شناخته شده. حال يک سوال مطرح ميشود چرا اين مواد پس از گذشت دهها سال در بازار ايران مطرح ميشوند و اينهمه مصرف کننده پيدا ميکنند؟ پاسخ اين سوال را در فوق داده ام ولی موضوع را کمی بيشتر باز ميکنم تا نبوغ مافيای اعتياد و جهالت مسئولين محترم را بيشتر بفهميم و خود بتوانيم کاری کنيم. سالهاست که ترياک و مشتقات ديگر آن مثل هروئين و مورفين اصلی ترين ماده اعتيادآور خانمانسوز در ايران هستند حال، آمفتامين ها و کرک به جنگ ترياک که نه، به کمک ترياک آمده اند و موفق هم بوده اند. چرا آمده اند و چرا موفق بوده اند، بنابر دلائل زير.  

 *  نيمی از جمعيت ايران را جوانان و نوجوانان تشکيل ميدهند؛ يعنی ۳۵ ميليون نفر. اين درحاليست که بيکاری بيداد ميکند و اين بيکاران دنبال تفريحند. تفريح سالم محدود است و پول ميخواهد. اشتباه نشود مواد مخدر برای تازه کارها همواره برايگان عرضه ميشود.

 *  درصد بالائی که من از بيانش شرم دارم (البته بايد مسئولين امر شرم داشته باشند و ندارند) زير خط فقر زندگی ميکنند اين يعنی والدين جوانان و نوجوانان بيکار ياد شده، از بامدادان تا شامگاهان دغدغه ای جز تهيه پول نميتوانند داشته باشند و هرکدام مشغول به دو، سه، يا چهار شغل کاذب و کم درآمد هستند و درنتيجه آنچنان که بايد نميتوانند (نه اينکه نميخواهند) بر بچه های خود نظارت داشته باشند.

 *  روحيات، علائق، امکانات، رفتار، اعتقادات و ديگر ويژگيهای جوانان با آمفتامين ها سازگارتر است تا ترياک.

 *  مردم ما و بويژه جوانان و نوجوانان اعتياد به ترياک را و عوارض و بدبختيهای ناشی از آن را ديده اند و ميشناسند جوان ما پدرش يا برادرش يا يکی از اقوامش به ترياک معتاد بوده و از ترياک چندان دل خوشی ندارد ولی آمفتامين ها را نميشناسد.    

 *  در مقايسه با دو دهه گذشته، سطح تحصيلات جوانان چه دانشگاهی و چه غيردانشگاهی، بسيار بالاتر است. تحصيلکرده ها به آمفتامين ها بيش از ترياک تمايل دارند. 

 *  ترياک مخدر است، آمفتامين ها محرک. گذشته از مفهوم عملی مخدر که تخدير کننده فرد ميباشد، واژه مخدر در ضمير آگاه و ناخودآگاه مردم ما نفوذ کرده و با يک بار منفی همراه است. اين بار منفی را آمفتامين ها ندارند.

 *  ترياک موجب انزوای فرد ميشود، آمفتامين ها فرد را به جمع ميبرند. کسی که ترياک مصرف کرده دوست دارد در گوشه ای چرت بزند و سيگار بکشد ولی آمفتامين ها فرد را پرحرف ميکنند و بشاش و پرانرژي. البته مصرف شيشه بخاطر عارضه بدبينی امکان دارد درنهايت به انزوای فرد منجر شود.

 *  ترياک فرد را خموده و خواب آلوده ميکند، آمفتامين ها دشمن خواب هستند و اين مطابق نياز جمعيت چندميليونی دانشجويی ما هم هست.(برای بيدار ماندن و مطالعه) حتی بجهت انرژی که به شخص ميدهد برای ورزشکاران هم مناسبتر از ترياک هستند.

 *  مقدار زمانی که مصرف کننده ترياک در طی روز صرف ميکند در مقايسه با شيشه و اسپيد بسيار زياد است. (درصد قابل توجهی از بيماران من دقيقا به اين نکته بعنوان دليلی جهت ترک اعتيادشان به ترياک اشاره کرده اند.)

 *  مصرف ترياک مقدمات خاصی و امکاناتی و مکانی ميطلبد، مصرف آمفتامين ها حتی درصورت تدخين، بسيار آسان است.سخت بودن مصرف ترياک بويژه برای جوان و نوجوانی که از خود امکاناتی چون خانه ندارد مانع پيشرفت اعتيادش ميشود و آمفتامين ها اين مشکل را ندارند! ( بيماری داشتم، خانمی جوان، با ۳ سال سابقه اعتياد به ترياک. ايشان بنابردلائلی بمدت يک ماه از خانه خود دور ميافتند و چون ديگر امکان مصرف تدخينی ترياک را نداشته اند و مصرف خوراکی هم نميتوانستند يا نميخواستند، به کرک که مصرفش راحت تر است روی میآورند و درنتيجه به کرک معتاد ميشوند)  

 *  در فرهنگ ما کسی را که ترياک مصرف ميکند با لغات و اصطلاحات زشت و تمسخرآميزی مورد خطاب قرار ميدهند و اين مانعی در راه گسترش اعتياد به ترياک است که درمورد آمفتامين ها وجود ندارد و اين را مافيای اعتياد ميداند   

 *  ترياک با روحيات قشر جوان و نوجوان چندان سازگار نيست، آمفتامين ها هستند

 *  مردم ما در گذر سالها تجربه! بويژه با ترياک آشنا هستند؛ علائم مصرف، خصوصيات ظاهری، نحوه مصرف و ديگر مشخصات ترياک را مردم ما ميشناسند ولی آمفتامين ها را نه. تصورش را بکنيد پدر و مادری در جيب فرزندشان ترياک بيابند؛ چه ميشود؟ اين را مقايسه کنيد با قرص آمفتامين. ترياک را همه ميشناسند،  آمفتامين را چند درصد از مردم ما ميشناسند؟. شناسائی شدن جوان و نوجوان معتاد به ترياک مانعی در مسير گسترش اعتياد است

 *  هروئين ناميست مشهور برای مردم ما نامی توام با ترس و وحشت. حتی وقتی از بيماران وابسته به ترياک هم درمورد اعتيادشان به هروئين فقط سوال ميکنم، بسياری از ايشان يک متری میپرند يا در جايشان جابجا ميشوند و با اعتراض و محکم ميگويند نه!، خدانکند!، اصلا! و از اين قبيل حرفها. اين يعنی بسياری از مردم ايران درگذر زمان و در اثر بدبختيهايی که از هروئين ديده اند، نسبت به هروئين واکسينه شده اند. ولی آمفتامين ها و کرک را اصلا نميشناسند و درصد زيادی از بيماران من فقط بخاطر نشناختن آمفتامين و کرک و بخيال اينکه از هروئين بهتر هستند مصرف کرده اند.

مطالب فوق را مافيای اعتياد بخوبی درک کرده و براساس اين حقايق اقدام به عرضه انواع آمفتامين ها و کرک در بازار ايران کرده است. اميدوارم دولتمردان ما هم درک کنند، بويژه وزير محترم بهداشت مسئولين سازمان مبارزه با مواد مخدر و ....  

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 15:34  توسط دکتر رشاد  | 

تعريف طب سوزنی، نحوه پيدايش و فلسفه آن

تعريف طب سوزنی، نحوه پيدايش و فلسفه آن

لغت Acupuncture  يا طب سوزنی، که از دو کلمه لاتینی Acus به معنای سوزن و Pungere به معنای خراشیدن و سوراخ کردن با سوزن تشکیل شده است، شاخه ای از طب سنتی چین ميباشد که به شناخت بيماريها بر اساس فلسفه چينيان قديم (وجود دو نوع نيروی مخالف در بدن، بنامهای يين و يانگ که بر انرژی حياتی جاری در بدن آدمی بنام چی۶تاثير گذاشته سلامت يا بيماری را سبب ميشوند) پرداخته و سپس با تحريک نقاط خاصی، بيماری يا علائم آن را درمان ميکند.

علم پزشکی در قديم رابطه تنگاتنگی با فرهنگ و سنن ملتها داشته و شديدا تحت تاثير عقايد مذهبی و جهان بينی ملتها قرار داشته است، بطوريکه در بسياری از دوره ها، طبابت جزوی از وظايف روحانيون بحساب می آمده است و بر اين اساس، تمدنهای مختلف، روشهای طبی مختلفی داشته اند که امروزه با نام طب سنتی از آنها ياد ميشود. طب سوزنی بخش اصلی و مهم طب سنتی چين ميباشد. به باور چينيان قديم در وجود هر انسانی يک انرژی مهم جريان دارد که به آن «جريان حياتی»۳ميگويند. از طرف ديگر، دو نيروی متضاد باهم در کالبد آدمی وجود دارند بنامهای «يين و يانگ»۴ که در حالت عادی و سلامت بين ايندو تعادل برقرار است و سلامتی انسان ماحصل تعادل بين اين دو نيرو ميباشد. بر اين اساس، هرگاه اين تعادل بهم خورد جريان حياتی کالبد انسانی مختل گشته و بيماری بروز ميکند. ازاينرو، جهت درمان بيماری بايد تعادل ازدست رفته مابين نيروهای مذکور را بازگرداند. طبق همين عقيده، جريان حياتی کالبد انسان از نقاط خاصی عبور کرده، تمرکز دارد. اين نقاط در نواحی خاصی قرار دارند که مهمترين شان بصورت ۱۲ محور اصلی۵ و ۸ محور فرعی تعريف شده اند. اهميت اين نقاط در اين است که دستکاری و تحريک درست اين نقاط ميتواند بر جريان حياتی تاثير گذاشته سبب تعادل نيروها و درمان بيماری گردد. تعداد اين نقاط را از ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ گفته اند و از اين تعداد ۳۶۱ عدد را نقاط کلاسيک مينامند. بطور کلی بلوک و انسداد انرژی در اين نقاط موجب درد و بيماری گشته، و رفع اين بلوک و انسداد موجب رفع درد و بيماری ميگردد.

 اينکه در کدام بيماری، کدام نقاط را، به چه روش و به چه شدتی تحريک کنيم و آن نقاط دقيقا کجای بدن قرار گرفته اند، مجموعا اساس طب سوزنی را تشکيل ميدهند.

نحوه انجام طب سوزنی                  

متداولترين روش طب سوزنی تحريک نقاط با استفاده از سوزنهای خاص طب سوزنی میباشد. اين سوزنها نازک و رشته ای، از جنس استيل و با قابليت انعطاف زياد و نشکن بوده، قطری بين ۲/ تا ۶/ ميليمتر دارند. طول سوزنها از يک تا ده سانتی متر متغيرند. عمق ورود سوزن بسته به محل نقطه، بين چند ميليمتر تا ۵ سانتی متر و گاه بيشتر ميباشد. از آنجائیکه نوک این سوزنها برخلاف سوزن سرنگ، سوراخ و شیاری ندارند و صاف میباشند، طب سوزنی دردناک نمیباشد ضمن آنکه تزریق صورت نمیگیرد و درنتیجه، درد مربوط به تزریق را هم ندارد. عمق ورود سوزن هرچقدر هم زياد باشد، پس از ورود سوزن بيمار نبايد هيچگونه دردی احساس نمايد. پس از ورود سوزن و گذشت اندکی زمان، احساس خاصی به بيمار دست ميدهد که چينی ها به آن«دی چی»۷ميگويند. بيماران مختلف اين احساس را بصور مختلفی تعريف کرده اند، از جمله: احساس سنگينی، فشار، بی حسی، درد خفيف، سرما، گرما و... وجود اين احساس نشانه مثبتی بشمار آمده و حکایت از تاثیر خوب طب سوزنی دارد.

جلسات طب سوزنی بسته به نوع بیماری بصورت ۲ تا ۳ بار در هفته برگزار میگردند و مدت هر جلسه نیم تا یک ساعت میباشد البته جلسات فشرده بصورت روزانه هم انجام میگیرند که استفاده خاص خود را دارند. بد نیست بدانید هزینه هر جلسه نیم ساعته طب سوزنی در آمریکا ۶۰ تا ۸۰ دلار میباشد.اين رقم در ایران بسیار متغیر بوده، مقدار مشخصی ندارد. نگارنده از 1 تا ۳۰ هزار تومان را شاهد بوده است. که یک آن برمیگردد به ۸ سال پیش و اختصاص به نگارنده دارد!

کاربردهای طب سوزنی و ميزان تاثير آن

ميزان تاثير

قبل از آنکه ليست کاربردهای طب سوزنی را مطالعه کنيد يک نکته بسيار مهم را بايد مد نظر داشته باشيد و آن اينکه : بودن يک بيماری در ليست بيماريهای قابل درمان بتوسط طب سوزنی به اين معنی نيست که با استفاده از طب سوزنی ميتوان بيماری مذکور را صد در صد درمان کرد. توجه داشته باشيد که طب سوزنی هم يکی از روشهای درمانی ميباشد نه بيشتر و نه کمتر. عدم موفقيت درمان در مورد تمام روشهای درمانی اعم از دارو درمانی، جراحی، رواندرمانی و... ميتواند روی دهد و امر غريبی نيست. البته  بررسی علل و عواملی که موجب شکست يک روش درمانی ميشوند مورد بحث ما نميباشد و هدف از طرح اين موضوع رساندن اين پيام بود که برخلاف ادعای عوامفريبانه و يا از روی جهالت برخی و اعتقاد جاهلانه برخی ديگر، طب سوزنی معجزه نميکند بلکه يک روش درمانی است که اگر بجا و درست مورد استفاده قرار گيرد ميتواند شفابخش باشد ولی همچون ديگر روشهای درمانی ضعف ها و محدوديتهای خود را دارد. 

شاید بد نباشد مثالی از تجربه شخصی خود بیاورم. چند سال پیش بیمار جوانی با سردرد شدید مراجعه کرده بودند و ادعای ایشان این بود که طی ۴ سال، روز و شب، گرفتار درد میباشند و هرچند شدت درد فراز و نشیب دارد ولی هیچگاه قطع نمیگردد. برای خودم نیز شگفت انگیز بود ولی با انجام چهار جلسه طب سوزنی سردرد بیمار بطور کامل ازبین رفت. در مقابل، بیمار دیگری داشتم که برای درمان لاغری مراجعه کرده بودند، خانم جوانی با  ۴۵ کیلوگرم وزن، که دوست داشتند ۱۰ کیلوگرم بر وزنشان افزوده شود. طی ۸ جلسه  ۵.۵ کیلوگرم بر وزنشان افزوده شد، اما بعد از آن، وزنشان دیگر تکان نخورد بطوریکه پس از ۷ جلسه ( علاوه بر ۸ جلسه ) ،  وزن ایشان فقط نیم کیلوگرم افزایش یافت . 

توجه به دو مثال فوق و اندکی تعمق میتواند بسیار آموزنده باشد در حقیقت طب سوزنی سیستم بدن آدمی را به حد نرمال آن سوق میدهد یعنی نقص و فزونی را زیاد و کم میکند و نه بیشتر. در مثال فوق وزن طبیعی برای بیمار ۵۱ کیلوگرم بوده است نه ۵۵ و بهمین جهت بیشتر از ۵۱ تاثیری نداشت. 

کاربردهای طب سوزنی

باتوجه به اساس طب سوزنی و فلسفه خاص آن، که برای همه بيماريها يک مکانيسم پايه ای مشترک تعريف ميکند، دامنه عمل طب سوزنی طيف وسيعی از بيماريها را شامل می شود. در يک سر اين طيف، بيماری ساده ای چون سرماخوردگی قرار دارد و در سوی ديگر آن، بيماريهای نسبتا پيچيده ای همچون فلج بلز، بيماری منير و نازائی. ازاينروست که جهت سهولت در مطالعه، اين بيماريها را براساس دستگاه درگیر، به چند گروه تقسيم ميکنند. مهمترين و شايعترين بيماريها و علائم قا درمان به شرح زير ميباشند:

۱/ سيستم قلب و عروق : بيماری عروق کرونر و آنژين صدری، فشار خون بالا يا پايين، علائم ناشی از نارسائی قلبی (همچون ضعف و خستگی مفرط)   

۲/ سيستم تنفسی : عفونت های حاد و مزمن مثل سرماخوردگی، سينوزيت حاد و مزمن آسم برونشيال .

علائمی همچون تب رفه تنگی نفس را کاهش داده سبب افزايش دفع خلط و ترشحات ميگردد.

۳/ سيستم عصبی : انواع دردها همچون نورالژی بين دنده ای نورالژی تری ژمينال

، سردرد و ميگرن، درد عصبی زونا، همی پاو سرزی، صرع، فلج صورت (بيماری بلز) فلج بعد از سکته مغزی

۴/ سيستم حرکتی(عضلانی ـ استخوانی): درد کمر و درد سياتيک، آرتريت روماتوئيد، تورتيکولی گردن٬ آرتروز گردن، شانه منجمد، آرنج تنيس بازان، روماتيسم مفصلی، آرتروز مفاصل مختلف مثل زانو، گردن، دنبالچه

۵/ سيستم گوارشی : ورم معده (گاستريت) حاد و مزمن، زخم معده و اثنی عشر سندرم روده تحريک پذير يبوست مزمن، بيماريهای کيسه صفرا مثل التهاب کيسه صفرا و مجاری صفراوی و کوليک صفراوی

علائمی همچون: تهوع، اسهال، يبوست، بی اشتهائی، نفخ و درد شکم

۶/ اختلالات روانیبيقراری، اظطراب، احساس خستگی و ضعف مفرط توام با انرژی کم، بيخوابی، اختلالات جنسی با منشا روانی، افسردگی، اعتياد، افزايش و کاهش وزن با منشا روانی و بالاخره بيماريهای روان تنی

۷/ سيستم ادراری تناسلی : شب ادراری، عفونتهای ادراری( پيلونفريت و گلومرونفريت مزمن ) ، پروستاتيت، ديسمنوره، درد زايمان، درد ناشی از تومورهای لگن

۸/ اختلالات پوستی :  آکنه ولگاريس، اگزما، نورودرماتيت پسوريازيس، و عفونتهای هرپس

۹/ چشم : کاهش بينائی، التهاب ملتحمه

۱۰/ گوش : بيماری منير، وزوز گوش، کری، بيماری مسافرت و گيجی ناشی از التهاب لابيرنت گوش

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 10:22  توسط دکتر رشاد  | 

طب سوزنی زیبایی

 

طب سوزنی زیبائی  Cosmetic Acupuncture  

Cosmetic Acupuncture طب سوزنی زيبائی شاخه ای از طب سوزنی است که امروزه نه در چين که در کشور پيشرفته ای چون آمريکا بطور بسيار وسيع مورد استفاده قرار ميگيرد و روزبروز هم به تعداد کلينيک هايی که آن را جايگزين بسياری از اعمال جراحی پرهزينه و خطرناک پلاستيک کرده اند افزوده ميشود. از تناسب اندام تا زيبايی و جوان کردن پوست صورت و بدن براحتی با اين روش قديمی ولی مدرن شده قابل انجام ميباشند. کافيست فقط کلمه  cosmetic acupuncture  را توسط جستجوگر گوگل جستجو کنيد تا شگفت زده شويد.بقدری تعداد کلينيک ها و سايتهای اينترنتی در اين زمينه زياد هستند که آدمی را حقيقتا حيرتزده ميکند. برای مثال ميتوانيد اين سايتها را ببينيد.

http://www.rejuvenationroom.ca/acupuncture.html#cosmetic

http://www.acuhealthcentre.com/cosmetic detail.htm

http://www.ancientartsaustin.com/

 

 شما ميتوانيد جهت مشاوره در اين زمينه حضورا با ما تماس بگيريد درصورت امکان در آينده با مشاوره اينترنتی 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 21:44  توسط دکتر رشاد  | 

طب سوزنی۱ چيست؟

  طب سوزنی۱ چيست؟

 طب سوزنی۱ چيست؟

اساس طب سوزنی چیست؟

طب سوزنی به چه صورت انجام ميشود؟

انواع طب سوزنی کدامند؟

 اينها سوالاتی هستند که دراين مجال بطور خیلی خلاصه و کلی به آنها پاسخ داده خواهد شد. هدف از این بخش ایجاد یک تصویر کلی از طب سوزنی میباشد و علاقمندان میتوانند برای کسب اطلاعات دقیقتر در مورد طب سوزنی میتوانند به بخش های مربوطه رجوع کنند یا از طریق بخش پرسش و پاسخ طب سوزنی سوالات خود را مطرح نمایند. 

 Acupuncture  یا طب سوزنی که از دو کلمه لاتینی acus به معنای سوزن و pungere به معنای خراشیدن و سوراخ کردن با سوزن تشکیل شده است شاخه ای از طب سنتی۲ چین قدیم میباشد.

علم پزشکی در قديم رابطه تنگاتنگی با فرهنگ و سنن ملتها داشته و شديدا تحت تاثير عقايد مذهبی و جهان بينی ملتها قرار داشته است بطوريکه در بسياری از دوره ها طبابت جزوی از وظايف روحانيون بحساب می آمده است و بر اين اساس، تمدنهای مختلف روشهای طبی مختلفی داشته اند که امروزه با نام طب سنتی از آنها ياد ميشود. طب سوزنی بخش اصلی و مهم طب سنتی چين ميباشد.

 به باور چينيان قديم در وجود هر انسانی يک انرژی مهم جريان دارد که به آن «جريان حياتی»۳ميگويند. از طرف ديگر دو نيروی متضاد باهم در کالبد آدمی وجود دارند بنامهای «يين و يانگ»۴که در حالت عادی و سلامت بين ايندو تعادل برقرار است و سلامتی انسان ماحصل تعادل بين اين دو نيرو ميباشد. بر اين اساس، هرگاه اين تعادل بهم خورد جريان حياتی کالبد انسان مختل گشته و بيماری بروز ميکند. ازاينرو، جهت درمان بيماری بايد تعادل ازدست رفته مابين نيروهای مذکور را بازگرداند.

طبق همين عقيده جريان حياتی کالبد انسان از نقاط خاصی عبور کرده، تمرکز دارد. اين نقاط در نواحی خاصی قرار دارند که مهمترين شان بصورت ۱۲ محور اصلی۵و ۸ محور فرعی تعريف شده اند. اهميت اين نقاط در اين است که دستکاری و تحريک درست اين نقاط ميتواند بر جريان حياتی تاثير گذاشته سبب تعادل نيروها و درمان بيماری گردد. تعداد اين نقاط را از ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ گفته اند و از اين تعداد ۳۶۱ عدد را نقاط کلاسيک مينامند.

 اينکه در کدام بيماری، کدام نقاط را، به چه روش و به چه شدتی تحريک کنيم و آن نقاط دقيقا کجای بدن قرار گرفته اند، مجموعا اساس طب سوزنی را تشکيل ميدهند.

بعبارت دقيقتر طب سوزنی بخش مهمی از طب سنتی چينی ميباشد که به شناخت بيماريها بر اساس فلسفه چينيان قديم (وجود دو نوع نيروی مخالف در بدن، بنامهای يين و يانگ که بر انرژی حياتی جاری در بدن آدمی بنام چی۶تاثير گذاشته سلامت يا بيماری را سبب ميشوند) پرداخته و سپس با تحريک نقاط خاصی بيماری يا علائم را درمان ميکند.

متداولترين روش طب سوزنی تحريک نقاط با استفاده از سوزنهای خاص طب سوزنی میباشد. اين سوزنها نازک و رشته ای، از جنس استيل و با قابليت انعطاف زياد و نشکن بوده، قطری بين ۲/ تا ۶/ ميليمتر دارند. طول سوزنها از يک تا ده سانتی متر متغيرند. عمق ورود سوزن بسته به محل نقطه، بين چند ميليمتر تا ۵ سانتی متر و گاه بيشتر ميباشد. عمق ورود سوزن هرچقدر هم زياد باشد، پس از ورود سوزن بيمار نبايد هيچگونه دردی احساس نمايد. پس از ورود سوزن و گذشت اندکی زمان، احساس خاصی به بيمار دست ميدهد که چينی ها به آن«دی چی»۷ميگويند. بيماران مختلف اين احساس را بصور مختلفی تعريف کرده اند از جمله؛ احساس سنگينی، فشار، بی حسی، درد خفيف، سرما، گرما و... وجود اين احساس نشانه مثبتی بشمار ميايد.

برخلاف آنچه باشتباه رايج ميباشد Acupuncture يا طب سوزنی، شاخه ای از طب سوزنی چينی است، نه همه آن. درواقع چينی ها به طب سوزنی «Zhen Jiu » ميگويند که بمعنی سوزن و سوزاندن است و Acupuncture يا طب سوزنی رايج، يکی از شاخه های اصلی آن ميباشد. ديگر روشهای اين طب موارد زير ميباشند:

Moxibustion در اين روش نقاط طب سوزنی با استفاده از سوزاندن برگهای خشک شده «برنجاسف» يا «درمنه چينی»۸ گرم ميشوند. اين گياه يک نوع گياه داروئی ميباشد که در آسيا و اروپا مصرف زيادی دارد. برگهای آن پس از خشک شدن قوامی همچون پارچه کتان ميابد. با آنکه موکسی باسيون در چين و برخی کلينيک های اروپائی و آمريکائی بطور گسترده و همراه با تحريک سوزنی نقاط انجام ميگيرد، متاسفانه در کشورمان ايران توجه چندانی به آن نميشود و درمقابل غالب همکاران از روش تحريک الکتريکی استفاده ميکنند. البته اين خود دلايلی دارد که بعضا منطقی ميباشند.

Moxibustion  بويژه در بيماريهای گونه کمبود۹همچون افسردگی، فشار خون پايين و ضعف و خستگی مفرط بسيار موثر است.

Moxibustion بطرق مختلفی انجام ميشود که در همه آنها گرما عامل تحريک نقاط ميباشد. امروزه دستگاههايی ساخته شده اند که اشعه مادون قرمز توليد ميکنند و مکانيسم کارشان بر اساس  Moxibustion  ميباشد.

طب فشاری: فشار و ماساژ نقاط طب سوزنی ميباشد. در حقيقت بجای سوزن يا حرارت از فشار استفاده ميشود و در بيماريهای خفيف، بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد.از جمله موارد مورد استفاده ميتوان به دردهای مختلفی همچون سردرد، دندان درد، درد گردن و نيز به اختلالات قاعدگی و يبوست اشاره کرد.

طب سوزنی ليزری جديدترين روش طب سوزنی ميباشد و در اين روش از سوزنهای ليزری جهت تحريک نقاط استفاده ميکند.

  در خاتمه، بايد به عدم شناخت کامل طب سوزنی توجه داشت نه تنها طب سوزنی چينی ها که طب سنتی ديگر ملل نيز هنوز بطور کامل موشکافی نشده اند. با اينحال، و با وجود رشد روزافزون علم پزشکی؛ از آنجائيکه طب مدرن در درمان بسياری از بيماريها يا عاجز بوده و يا درمان با روشهای طب سنتی نتايج بهتری داشته است، امروزه طب سنتی از جايگاه ويژه ای برخوردار گشته است بعنوان مثال سازمان مدیریت تغذیه و داروی آمریکا (FDA) (که از اعتبار علمی و جهانی خاصی برخوردار است) در سال 1996 استفاده از سوزنهای مخصوص برای این نوع از روش درمان را تایید کرد. اين بدان معناست که طب سوزنی در رديف ديگر روشهای علم پزشکی قرار گرفته است. امروزه کمتر کشور اروپايی را ميتوان يافت که دارای کلينيک طب سوزنی نباشد. 

اما بايد دقت کرد که عدم شناخت کامل طب سوزنی (و اثبات علمی کاربردها و محدوديتهای آن) در کنار توجه معقول محافل و سازمانهای پزشکی، موجب بروز توقعات غير معقول از اين علم نگردد، بويژه در بين مردم، که اين استعداد را دارند. با مثالی ساده به اين بحث خاتمه ميدهم :

اگر فرد شيادی در برخورد با زوج نازايی که نازا بودن هردو زوج مطابق بررسيهای کاملا دقيق طب مدرن باثبات رسيده است ولی بهر دليل قانع نشده اند، ادعای درمان از طريق طب سوزنی کند، برخورد اين زوج چه خواهد بود؟ 


  1.  Acupuncture
  2. Traditional Medicine
  3. Vital Energy
  4. Yin & Yang
  5. Meridian
  6. Qi
  7. Di Qi
  8. Artemisia Vulgaris
  9. Xu 
+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 1:44  توسط دکتر رشاد  | 

هیپنوتيزم

 

 هیپنوتيزم يا هیپنوزيس

 هیپنوتيزم يا هیپنوزيس اصطلاحيست برگرفته از لغت يونانی هیپنوز به معنی خواب که اولين بار توسط دکتر جيمز بريد مورد استفاده قرار گرفت. البته قدمت پديده هیپنوتيزم بسيار طولانی بوده، به هزاران سال پيش از ميلاد مسيح برميگردد. متاسفانه اين لغت معادل فارسی نداشته و بيشتر با عناوينی چون خواب مصنوعی و يا خواب مغناطيسی از آن ياد ميشود که البته بهيچوجه گويا نمی باشند. پديده هیپنوتيزم از جمله پديده هاييست که با وجود پيشرفت فوق العاده دانش بشری و گذر از قرن بيستم، هنوز هم تا حدود زيادی بويژه در بين عوام، جنبه رمزآلود خود را حفظ کرده است. و همين امر زمينه را برای استفاده فريبکارانه و غير علمی از اين پديده منحصربفرد فراهم ساخته است. خوشبختانه؛ جامعه علمی پس از فراز و نشيب های فراوان٬ علمی بودن هیپنوتيزم را پذيرفته، و درحال حاضر در تمامی کتابهای روانشناسی و روانپزشکی بعنوان روشی علمی جهت درمان برخی از بيماريها از آن ياد ميشود. با اين وجود راه درازی در پيش است چرا که هنوز هم حتی بسياری از پزشکان از چگونگی و واقعيت هیپنوتيزم آگاه نميباشند. طبيعی است که در چنين شرايطی نميتوان انتظار زيادی از عموم مردم داشت.

 اگر بخواهيم هیپنوتيزم را باختصار و قابل فهم برای عموم تعريف کنيم ناگزير بايد نخست مفهوم ضمير ناخودآگاه را بيان کنيم. چون هیپنوتيزم يعنی علم ايجاد هیپنور، و هیپنوز يعنی حالتی خواب گونه که طی آن ضمير ناخودآگاه سوژه ( فردی که هیپنوتيزم شده است ) در دسترس عامل يا هیپنوتيزور ( فرد هیپنوتيزم کننده) قرار ميگيرد.

 

درمورد ضمير ناخودآگاه تعريف واحدی وجود ندارد و حتی اصطلاح واحدی هم وجود ندارد!. برخی ضمير ناخودآگاه را پديده ای صرفا روحی می دانند و عده ای ديگر تا آنجا پيش رفته اند که آن را کاملا مادی و حاصل کار اعصاب سمپاتيک و پاراسمپاتيک (اعصاب خودکار) دانسته اند. با اين حال همگان در يک ویژگی اساسی اتفاق نظر دارند و آن ناآگاهی انسان از مجموعه اعماليست که به ضمير ناخودآگاه نسبت داده ميشوند. بعبارت ساده تر ضمير ناخودآگاه آدمی بخشی از روح يا جسم اوست که آدمی از عملکرد آن آگاه نيست و بطور کاملا خودکار مشغول فعاليت ميباشد.توجه داشته باشيد که اين ويزگی فوق العاده مهم ميباشد بخشی از انسان که در دسترس مستقيم و تحت اراده او نيست، حال آنکه نقش بسيار تاثيرگذاری بر روح و جسم انسان ايفا ميکند.

ضمير ناخودآگاه محلی است برای ثبت و ذخيره تجربيات انسان. حتی آنهائيکه خود شخص از انجامشان آگاه نيست. از بدو تولد (و بعقيده برخی از دوران جنينی)، هرآنچه پيرامون آدمی روی ميدهد، در ضمير ناخودآگاه ذخيره ميگردد. تمامی تجربيات حسی (حواس پنجگانه) چه آنهائيکه ارادی ميباشند و با آگاهی کامل و تحت اراده و خواست شخص انجام پذيرفته اند و چه آنهائيکه ناخواسته بوده اند و شخص، فقط نظاره گرشان بوده است، در ضمير ناخودآگاه موجود بوده نقش خاص خود را ايفا ميکنند.

بيان يک مثال به فهم عميق تر موضوع و نقش عملی ضمير ناخودآگاه در زندگی  کمک خواهد کرد. دختر بچه ۱۰ ساله ای را تصور کنيد که مورد آزار جنسی قرار ميگيرد و متاسفانه، والدين او هر کاری شايد انجام دهند، جز يک کار، و آن: مراجعه به يک روانپزشک ميباشد.  هر چه بوده، تمام ميشود و همه سعی در کتمان موضوع و عدم طرح آن ميکنند. سالها ميگذرد و ظاهرا، موضوع ختم بخير ميشود. همگان موضوع را فراموش ميکنند، حتی خود شخص. غافل از آنکه، تجربه ناگوار در ضمير ناخودآگاه ثبت شده است. پس از ازدواج، مشکلی نمايان ميشود بنام سرد مزاجی که انواع مختلفی دارد، از عدم لذت جنسی و نرسيدن به ارگاسم، تا موارد بسيار شديد و بعضا عجيب!. شايد قابل باور نباشد ولی بيماری داشتم ۳۰ ساله که پس از گذشت ۷ سال از ازدواج رسمی شان٬ هنوز باکره بود!.  زن و شوهر به پزشکان متعددی مراجعه کرده بودند ولی نتيجه ای حاصل نشده بود. اسپاسم شديد غير ارادی در عضلات لگن و ران اجازه نزديکی نميداد. از لحاظ جسمی هيچ ايرادی در عضلات و اعصاب وجود نداشت. نکته جالب توجه در مورد اين بيمار، عدم اطلاع و فراموشی کامل خاطره ناگواری بود که موجب بيماری شده بود. با هيپنوتيزم و بازگشت به گذشته Age Regression ايشان حوادث گذشته را بياد آوردند. 

هيپنوتيزم، بهترين و سريعترين راه دسترسی به ضمير ناخوداگاه ميباشد. ولی اين تنها يکی از کاربردهای هیپنوتيزم ميباشد. شلی عضلانی و آرامش، غلبه بر اضطراب و بيقراری تمرکز فکر، تقويت حافظه و بسياری استفاده های ديگر، بسادگی با هیپنوتيزم قابل انجام ميباشند در حاليکه با ديگر روشهای موجود بخصوص دارودرمانی انجام هريک از اين موارد مشکلات خاص خود را درپی دارند. 

البته بايد توجه داشت که هیپنوتيزم هم محدوديت های خود را دارد. بطور متوسط سه تا پنج درصد مردم هیپنوتيزم نميشوند، ۱۵ تا ۲۵ درصد بسختی و ۳۵ تا ۴۵ درصد بآسانی هیپنوتيزم ميشوند. مابقی در حد فاصل آسان و سخت قرار می گيرند. اين تفاوتها دلايل متعدی دارند که مهمترين شان ميزان تلقين پذيری و قدرت تجسم افراد ميباشد. ضريب هوشی، سن، جنس و سطح تحصيلات از ديگر موارد موثر ميباشند.

برای آگاهی بيشتر از نحوه عمل و کاربردهای هیپنوتيزم، شما ميتوانيد به بخشهای مربوطه مراجعه کنيد. ضمن آنکه ميتوانيد سوالات خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح نماييد.

 در خاتمه اين نوشتار لازم ميدانم اشاره ای گذرا بر جايگاه هیپنوتيزم در ايران داشته باشم. باوجود قدمت سه هزارساله هیپنوتيزم در ايران، اين علم هم همچون ديگر علوم مهجور مانده است و ديگران گوی سبقت را از ما ربوده اند. درحاليکه سالانه صدها، بلکه هزاران عنوان کتاب و مقاله علمی در ارتباط با هیپنوتيزم در دنيا بچاپ می رسند، در اين بين سهم کشور ما بسيار ناچيز بوده و اگر ترجمه کتابهای خارجی را بحساب نياوريم، در حد صفر ميباشد. در کشور ما٬ تا چند سال پيش، هیپنوتيزم وسيله ای بود در دست کلاشان و کلاهبرداران. بجرات ميتوان گفت اگر نبود همت و علاقه شخصی افرادی چون دکتر منافی(رئيس وقت سازمان نظام پزشکی و سپس رئيس سازمان حفاظت محيط زيست)، دکتر جماليان(مترجم نزديک به يکصد عنوان کتاب در زمينه هیپنوتيزم) و دکتر روزبيانی(روانشناس بالينی و استاد دانشگاه تهران) هیپنوتيزم همچنان مهجور مانده بود. اين عزيزان، طی سالهای پايانی دهه هفتاد ضمن رونق بخشيدن به انجمن هیپنوتيزم پزشکی ايران و برگزاری کلاسهای آموزشی جهت پزشکان و پيراپزشکان تحول قابل قبولی در اين زمينه ايجاد کردند. هرچند روش کار اين عزيزان هم خالی از اشکال نبود ولی مجموعه کارهايی که در اين زمينه انجام دادند درخور ستايش است.

درحال حاضر در ايران، استفاده از هیپنوتيزم توسط افراد غير پزشک پيگرد قانونی دارد و همچون بسياری کشورهای پيشرفته٬ هیپنوتيزم از سوی ورارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی مورد پذيرش واقع شده است٬ هرچند تا رسيدن به جايگاه واقعی راه درازی در پيش است.   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:7  توسط دکتر رشاد  |